ملاعبدالله گردریزیملاعبدالله گردیزی، از روحانیون مبارز افغانستان در قرن چهاردهم هجری، میباشد. ۱ - قیام علیه امان الله خاندر اسفند ۱۳۰۲ ش ملا عبداله به اتفاق ملاعبدالرشید طی یادداشتی به امیرامان الله خان (۱۳۳۷-۱۳۴۷ق)، پادشاه افغانستان از او خواستند تا بعضی مواد قانونی جزای عمومی را که مخالف شریعت میدانستند تعدیل کند، زیرا امان الله خان از چندی پیش از آن به دلیل مواضع غربگرایانهاش مورد انتقاد علما و تودههای مذهبی قرار داشت. شاه با اظهار این مطلب که قانون مذکور قبلا به تصویب علما رسیده از هرگونه تجدید نظر در آن خودداری ورزید. از اینرو ملاعبدالله ملاعبدالرشید در ایالت پکتیا قیام کردند. دهقانهای پکتیا نیز که از روش ماموران دولت، مخصوصا فرماندار رنجیده بودند و نیز برخی از خانهای منطقه و افراد قبایل منگل، احمدزایی، جاجی و سلیمان خیل به آنان پیوسته و سر به شورش برداشتند. محمدنادرخان وزیر جنگ که مامور سرکوب شورش بود به عنوان اعتراض استعفا داد و قشون برخی از فرماندهان اعزامی تارو مار گردید. قبایل مذکور یک بار از طریق لوگو و بار دیگر از راه غزنی و وردک، کابل را مورد تهدید قرار دادند. امان الله خان نخست از در سازش درآمد و کوشید تا توسط برخی از روحانیون منتفذ از جمله فضل عمر مجددی، ملاعبدالله و ملا عبدالرشید را متقاعد و قانع سازد اما در این کار توفیقی نیافت. شاه به ناچار فرمان داد تا مجلس مشورت بزرگی از روحانیون، خوانین، زمینداران، تجار و گروهی از روشنفکران، در پغمان تشکیل شود و قانون جزای مذکور و دیگر مصوبات اصلاحی را بررسی و تجدید نظر نمایند که منجر به تغییر نوزده فقره از آن قوانین شد. ۲ - دخالت انگلستان در قیام مردماز سوی دیگر همزمان با گسترش قیام مردم ایالت پکتیا (که چند سال پیش از آن رشادتهای زیادی در مقابل نیروهای انگلیسی از خودشان داده بودند) انگلستان در صدد بهره برداری از اوضاع نابسامان افغانستان برآمد و دست به نقل و انتقالات نظامی زد و آشکار و پنهان را به ایجاد آشوب و بلوا پرداخت تا دولت امان الله را بیش از پیش تحت فشار قرار داده و تسلیم نظرات خود نماید. زیرا امان الله خان پس از پایان جنگ جهانی اول، خواستار به رسمیت شناختن استقلال افغانستان از دولت انگلستان شده بود علیرغم میل آن کشور با دولت جدید التاسیس و انقلابی شوروی روابط سیاسی جدیدی برقرار ساخته بود. علاوه بر تحرکات نظامی، عوامل انگلستان نیز در صفوف شورشیان وارد شده و به مخالفت با امان الله برخاستند. عبدالکریم هندی در راس شورشیان قرار گرفت و خود را امیر نامید و چند نفر از مبلغان قادیانی تبلیغات گستردهای به نفع استعمار انگلستان آغاز کردند. مردم افغانستان که به دلیل جنگهای گذشته با انگلستان شدیدا مخالف سیاستهای کشور بودند، شورش و تضعیف دولت را در جهت خواست انگلستان دانسته بر ضد شورشیان وارد عمل شدند. نیروهای دولتی به کمک نیروهای داوطلب قبایل سراسر کشور به مقابله با شورشیان پرداختند و شکستهای سختی بر آنان وارد نمودند و مواضعشان را یکی پس از دیگری فتح کردند. عبدالکریم به هند فرار نمود و مبلغان قادیانی دستگیر و اعدام شدند. ۳ - دستگیری و اعداممردم جوران پکتیا، ملا عبدالله و ملاعبدالرشید را که در کوهها پنهان شده بودند دستگیر نموده و تحویل نیروهای دولتی دادند. آن دو در دادگاه نظامی کابل محاکمه و محکوم به مرگ شدند ودر روز ۴ خرداد ۱۳۰۴ ش به همراه بیست و پنج یا پنجاه و چهار نفر دیگر از سران شورش تیرباران گردیدند. بدین ترتیب به شورش پانزده ماهه آنان پایان داده شد. [۱]
صدیق فرهنگ، میرمحمد، افغانستان در پنج قرن اخیر، ج۱، ص۵۱۴-۵۱۶.
[۲]
غبار، میرمحمدغلام، افغانستان در مسیر تاریخ، ج۲، ص۱۲۶۶-۱۲۷۴.
[۳]
غبار، میرمحمدغلام، افغانستان در مسیر تاریخ، ج۲، ص۱۳۰۰.
[۴]
حبیبی، عبدالحی، جنبش مشروطیت در افغانستان، ۲۲۶.
۴ - پانویس
۵ - منبعدانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران، برگرفته از مقاله «ملاعبدالله گردریزی». |